نقد و معرفی کتاب:هویت

ماجرای زندگی شانتال و ژان مارک زمینه ی رویداد های آخرین رمان کوندرا ست.

آنان یکدیگر را دوست دارند، شریک زندگی یکدیگرند، و جهانی را که نمی پسندند تنها در پرتو عشق خویش تاب می آورند. شانتال به  واقع یگانه پیوند عاطفی ژان مارک با جهان است و تنها با واسطه ی اوست و به خاطر اوست که به جهان می نگرد. شانتال نیز در شیفتگی و عشق نسبت به ژان مارک، توانی عظیم دارد.

اما روزی شانتال متوجه می شود که دیگر مردها مانند سابق به او توجه چندانی نمی کنند. و این موضوع را بی آن که بداند به چه علت، با ژان مارک در میان می گذارد.

ژان مارک دچار شگفتی و سپس ناراحتی می شود. اما به واسطه ی عشقش می کوشد تا احساس درونی شانتال را دریابد. و با کمک نیروی عشقش می تواند بر حسادت خویش فایق آید.

تصور ژان مارک این است که غم و اندوه پیر شدن در سخن شانتال نهفته است. و بر آن می شود تا به کمک عشقش بشتابد و...

((هویت)) تنها یک رمان نیست. بلکه نگاهی عمیق به روان انسان و اعمال و تفکراتش است . واین نگاه که در قالب مباحث رونشناختی برای مطالعه بسیار ثقیل می نماید، به کمک قلم استادانه کوندرا و در قالب داستانی روزمره بسیار زیبا و قابل هضم شده است.

شاید اگر میلان کوندرا را تنها یک نویسنده بدانیم، خیانتی بس بزرگ به تفکرات و دانش او کرده باشیم. کوندرا در آثارش ثابت کرده است که یک انسان شناس ماهر است و به خوبی ابعاد ذهنی و روانی انسان را کاویده است و به لطف قلم توانایش و ذهن خلاقش آنان را برای مخاطب خود به معجونی گوارا مبدل می سازد.

میلان کوندرا زاده چکسلاواکی است و سال 1975 به فرانسه مهاجرت کرد و در سال 1981 یک شهروند فرانسوی شد.

به‌خاطر انتقاداتی که کوندرا به اتحاد شوروی و تهاجم آن‌ها به کشورش داشت، نام‌اش در لیست سیاه قرار گرفت و مدت کوتاهی پس از تسخیر شدن کشورش، کارهایش ممنوع شدند. در طول مدت این ممنوعیت، کوندرا خرج خود را با نوشتن طالع‌بینی‌های بی‌سروته که تماما از تخیل خودش بودند، درمی‌آورد. این طالع‌بینی‌ها که البته با نام میلان کوندرا  چاپ نمی‌شدند، پس از مدتی ، بسیار محبوب شدند.

کوندرا اولین رمان‌اش  را به نام ((شوخی)) در سال ۱۹۶۷ به نگارش در آورد. ((شوخی)) از زبان چندین نفر روایت می شود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست. از شوخی فیلمی  نیز ساخته شده است.

 

 

 

 

کوندرا پس از دیدن فیلمی که از روی کتاب ((بار هستی)) اش ساخته شده بود، اعلام کرد که دیگر به هیچ کارگردانی اجازهٔ فیلم کردن کتاب‌هایش را نخواهد داد.

کوندرا همیشه اصرار داشته است که او یک رمان‌نویس است، نه یک نویسندهٔ سیاسی یا مخالف.

سرکار خانم سیمین دانشور، نویسنده بزرگ و نام آور کشورمان نیز در باره ی رمان هویت چنین می گویند:

((از خواندن آخرین رمان کوندرا باز هم شگفت زده شدم. مرز رویا و واقعیت براستی کجاست؟انسان معاصر چقدر بی پناه و تنهاست؟!نثر شفاف ، روان و دقیق مترجم را نیز در خور اندیشه و زیبایی شناسی نویسنده می دانم و آن را می ستایم.))

رمان هویت توسط دکتر پرویز همایون پور به زیبایی هرچه تمام ترجمه شده است و از قلم کوندرا در ترجمه صیانت کرده و لطایف قلم نویسنده را با توانایی خود به ترجمه فارسی نیز منتقل کرده است.

 

/ 0 نظر / 15 بازدید