شعر:مردم پست

در حیرتم از مرام این مردم پست       این طایفه زنده کش و مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا       گر مرد به عزت ببرندش سر دست
سیمین بهبهانی

عجبم آمده زین مردم پست
مردم زنده کش و مرده پرست

مردمی چون اجل و عزرائیل
می دهند باده ی خون دست به دست

سر بریدن شده قانون بقا
خنجری نیست، همه پنبه به دست

گرز رستم شده اسباب فریب
تیر آرش بر سیه خاک نشست

عشق و سودا سخن مجنون نیست
گوئیا بر دل او خار شکست

می و ساقی همه در وهم و خیال
روح انسان ز دم خون شده مست

عاشقان مجرم و محکوم به دار
روی دل بار غمی سخت نشست

ناله کم کن که به جایی نرسد
آه کنعان به گلو ناله شکست

/ 4 نظر / 15 بازدید
جویای حقیقت

سلام آقا کنعان گل خوبی مرد بزرگ؟ منو یادت میاد؟حسین غضنفری ام.چه تصادف جالبی.اگه عکستو نذاشته بودی نمی شناختمت.چه خبر؟ ماشاالله شاعری شدی واسه خودت.انشاالله موفق و شاد و سلامت باشی هرجا که هستی.به امید دیدار.

رضا

درود بر برادر عزیزم بسیار زیبا و دوست داشتی است کار شما برای شما بزرگوار آرزوی موفقیت های بسیار دارم.

هوگر بوکانی

سلام دوست عزیز شعرتون بسی زیباست امیدوارم موفق باشید

saman

باسلام واقعا عالیه خسته نباشین با تشکر