شعر:ساز مرگ

تقدیم به روح پر فتوح استاد پرویز مشکاتیان

زخمه سازت، زخم های قلب ما را
مرهمی بود شگرف
کجا رفتی؟
تو ای چاوش، سپاه خسته ات اینجاست
با شتابی اینچنین، پروانه وار
چرا رفتی؟
کدامین ساز ناموزون
نوای رفتنت را کوک کرد؟
کدامین نغمه ی غمگین
صلای رفتنت سر داد؟
***
دگر این ساز دنیایی دنیا
از برای کوک قلب عاشقت
روزگاری چند بود، حرفی نداشت...
***
قصه ها گفتی به سازت
ناله ها کردی به زخمه،
دریغا چون ندانستیم
که زخم دل به سازت می زنی.
خون دل را باده کردی
زخم دل را زخمه ساز
قصه ی عشق تو این بود؛
از غم مردم نوا ساز.

خدایش بیامرزد...

/ 0 نظر / 8 بازدید