شعر:مرگ

چه صلـَت بزرگیست 
                 مرگ
                     برای قصیده ی زندگی.
گاه می اندیشم با خویش
                   گـِـرد مرگ...
آنچنان گاه محتاجش می شوم
گویی محتاج تر از آب
                  از نان
و با خویش گویه می کنم:
((از چه مرگ را
اکنون ندارم...؟))


صلــَت بزرگیست مرگ
از برای قصیده ی زندگی.
پس
   باید که زیباتر سُرایـَمَـش....

/ 2 نظر / 7 بازدید
بارانی

درود همگن نترس! مرگ نیز فرا می رسد و آنچنان کامی از آن خواهی جست که تو را بی هوش میکند و آنگاهست می فهمی تا آن دم خواب بوده ای! صدای جرس را می شنوی؟ هوشیار گشتی؟ رخت میهمانی بر تن کن که وقت دیدار است. این بار سایه ها به ملاقات نور می روند! بارانی باشید

بارانی

درود همگن مرگ مضمونی است که همیشه سرودنی است و همیشه چه تلخ و چه شیرین حرف ها برای گفتن دارد..سروده ی خوب و دل نشینی است زیرا فقط برای انسان ها مرگ زیباست. بارانی باشید...