شعر:شب

کِی بی رُخ تو جانا، جانم به طرب باشد؟

در تنگ بلور آگین، ماهی به تـَعَب باشد

 

دردِ من و دست ِ تو، دانم که دوا این است

لیکن به شب هجران دستم به طلب باشد

 

کوی تو بُوَد کعبه، می گردم و می گردم

بر خاک بمالم سر، این رسم ادب باشد

 

طاقت ز خدا خواهم، صبری به شب یلدا

تا صبح وصال تو، پایان حَجَب* باشد

 

*حَجَب= پوشانیدن - منع کردن - بدون دیدار

/ 0 نظر / 7 بازدید